وقت آن است که آن وعده وفا فرمایم!


Send to Balatarin Share on FaceBook

دیروز که رفته بودم رو بوم خونه کارگری، برای اولین بار پانورامای تلفن جدیدم رو امتحان کردم. بد نشد! منظره قشنگیه. زندگی‌ کردن تو روستا این مزایا رو هم داره.

برای دیدن اندازه اصلی‌ رو عکس کلیک کنید.

 

Sandy Utah Pano

 

ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد

آبان ۲۰, ۱۳۹۳ – ۴:۲۳ ب.ظ

بعضی‌ روزا از شب قبل که میری تو رختخواب اضطراب داری که نکنه دیر بیدارشی. بعضی‌ وقتا هم اصلا دلت نمیخواد از رختخوب بیای بیرون. اصلا حوصله جدا شدن از بالش و ...

نیاموختی!

آبان ۱۶, ۱۳۹۳ – ۴:۲۵ ب.ظ

می‌ فرماید که: هر که ناموخت از گذشت روزگار، نیز ناموزد ز هیچ آموزگار! حالا این شده جریان ما. هرکی‌ دیگه بود بعد از اون فاجعه ای‌ که تو اوپن یوتا ...

آن سوی هستی‌ قصه چیست؟

آبان ۱۳, ۱۳۹۳ – ۵:۵۲ ق.ظ

واسه یه لحظه هم که شده از تقلا کردن دست بردار چشماتو ببند و برای چند لحظه بذار آرامش به تک تک سلولای بدنت نفوذ کنه باور کن زندگی‌ اونقدرم که تو ...

باد، آواز، مسافر، و کمی‌ میل به خواب…

آبان ۱۲, ۱۳۹۳ – ۵:۱۰ ق.ظ

آخر هفته متفاوتی بود! خیلی‌ پیش اومده بود به این فکر کنم که اگه تو یه موقعیتی قرار بگیرم که جون یه نفر که نمیشناسم در خطر باشه عکس العملم ...

چند روز است که شطرنج عجب می بازی،

مهر ۲۹, ۱۳۹۳ – ۷:۳۸ ق.ظ

دانه بوالعجب و دام عجب می سازی! Utah Open here I come

Boss’s Day

مهر ۲۸, ۱۳۹۳ – ۸:۲۷ ب.ظ

پنج شنبه پیش روز رئیس بود. اینم کادویی که من از تیمم گرفتم. اگه سریال "The Office" رو دیدید میتونید تصور کنید که بعد از دیدن این چه احساسی‌ داشتم. هم خنده ...

Small world, part II

مهر ۲۵, ۱۳۹۳ – ۸:۱۸ ب.ظ

عرض شود که: همین چند روز پیش و یکی‌ دو مطلب قبل گفته بودم که دنیای کوچیکیه. امروز به قول معروف آفتاب آمد دلیل آفتاب! امروز یه جایی واسه کاری رفته بودم ...

چمن طرف من همیشه از همه سبزتره!

مهر ۲۴, ۱۳۹۳ – ۹:۵۸ ب.ظ

بدشانسی‌ فقط یه چهارچوب مقایسه است برای خوش شانسی. بدشانسی‌ تو برای اینه که من بدونم بدشانس نیستم. متاسفانه افراد خوش شانس وقتی‌ به خوش شانسی خودشون پی‌ می‌‌برن که خیلی‌ ...

هر چیز که اندر پی آنی آنی

مهر ۲۲, ۱۳۹۳ – ۶:۱۱ ق.ظ

نه‌ اینکه ناراضی باشم ها! اتفاقا بر عکس، خدا رو شکر، چشم شیطون کر خیلی‌ هم راضی‌ ام، ولی‌ چند روزه تو این فکرم که چی‌ بودم، چی‌ می‌تونستم بشم، و چی‌ ...

rebwar

پروانه این عصریم، از مهلکه می‌‌ترسیم
چون شمع خطر دارد، رفتیم سر فانوس

تردستی هر مرغی در باغ وطن سهل است
گو آتش غربت را بی‌ کار کند ققنوس

ای‌ سایه از این بازی یک پرده دیگر ماند
بنشین و تماشا کن، برخیز و بگو افسوس




یافتن مطالب :