سنندج


Send to Balatarin Share on FaceBook

گفت معشوقی به عاشق کای فتی
تو به غربت دیده ای بس شهرها
پس کدامین شهر زانها خوشتر است
گفت: آن شهری که در وی دلبر است

سنندج

رهگذر

۲:۳۸ ق.ظ – 2:38 ق.ظ

آنچه بر لوح زمان می ماند، راه و رسم سفر است... رهگذر می گذرد.

Goodbye Steve

۵:۵۳ ب.ظ – 5:53 ب.ظ

Thank you for everything Sent from my iPad 2

Coincidence

۱۱:۴۸ ب.ظ – 11:48 ب.ظ

I, like God, do not play with dice and I don't believe in coincidences

We

۴:۳۲ ق.ظ – 4:32 ق.ظ

We the unwilling, led by the unknowing have been doing the difficult with so little for so long that we are now ready to tackle the impossible with nothing

ستان

۷:۳۴ ب.ظ – 7:34 ب.ظ

وقتی بچه بودم یکی از بهترین وقتهای زندگیم شبهایی بود که یا مادربزرگم خونه ما می موند یا من خونه اونا می خوابیدم. برخلاف شب های دیگه از همون اول لحظه ...

هنوز بهترین شعرم را نگفته ام!

۵:۵۸ ب.ظ – 5:58 ب.ظ

من تو را براي شعر بر نمي گزينم شعر مرا براي تو برگزيده است ! در هشياري به سراغت نمي آيم هر بار از سوزش انگشتانم در مي يابم كه باز نام تو را مي نوشته ام.

مرگ عمو جغد شاخدار (ویدیو)

۹:۳۷ ب.ظ – 9:37 ب.ظ

  بی رو دربایستی بگم مرگ عمو جعد شاخدار یکی از غم انگیز ترین لحظات زندگی من بوده. راستش شاید منو محکوم کنید به دلخوشی یا سر خوشی ولی حقیقتش رو ...

به همین سادگی

۲:۱۰ ق.ظ – 2:10 ق.ظ

  نوشته ای که در زیر می خونید یکی از قشنگ ترین داستان هایی هست که تو زندگیم شنیدم: يک تاجر آمريکايي نزديک يک روستاي مکزيکي ايستاده بود. در همان موقع يک ...

Reaffirming Long-Term Priorities

۴:۰۸ ق.ظ – 4:08 ق.ظ

کردستان دات کام



اگر تو روی نيمکتی
این سوی دنيا
تنها نشسته ای
و همه آن چه نداری کسی ست

آن سوی دنيا
روی نيمکتی ديگر
کسی نشسته است
که همه آن چه ندارد
تويی

نيمکت های دنيا را بد چيده اند...




یافتن مطالب :