مرگ عمو جغد شاخدار (ویدیو)


Send to Balatarin Share on FaceBook

 

بی رو دربایستی بگم مرگ عمو جعد شاخدار یکی از غم انگیز ترین لحظات زندگی من بوده. راستش شاید منو محکوم کنید به دلخوشی یا سر خوشی ولی حقیقتش رو بخواهید با هر کی که اهلش بوده صحبت کردم یه جورایی حس و حال منو داشتن. زمان زیادی گذشته اما وقتی به عمو جغد فکر میکنم و  چشهامو رو هم میبندم همه  چیز مثه یه فیلم روی صفحه ذهنم میاد.

وقتی “بنر” اومد به جنگل دوستای زیادی پیدا کرد اما عجیبترین دوستی که بنر پیدا کرد یه جعد بود که بنر صداش میکرد” عمو جغد شاخدار”. حکایت دوستی یه جغد با یه سنجاب مثه دوستی یه شیر میمونه با یه بچه آهو. عمو جغد به خاطر رابطه عاطفی که با بنر پیدا کرده بود فراموش کرده بود که یه جغده و خیلی جاها به دادش رسیده بود.

 زمان گذشت و عمو جغد رفته رفته پیر شد جایی که دیگه قادر به شکار نبود. روزهای سختی بود. چند روزی بود که عمو جغد اصلا شکاری نداشت و بنر چب و راست می اومد پیش عمو جغد. حالا دیگه عمو جغد از فرط گرسنگی به عادت غریزی بنر رو یه لقمه غذا میدید. عمو جغد جریان رو به بنر گفت : بنر دیگه پیش من نیا. تو یه سنجابی و من یه جغد. اولش بنر حرف عمو جغد رو باور نکرد اما وقتی فهمید دلش گرفت و رفت. وسط راه برگشت: عمو جغد اگه خیلی گرسنته منو بخور.عمو جغد بیا منو بخور. عمو جغد باید یه کاری میکرد. حالت یه حیوان شکاری رو گرفت و شروع کرد به تعقیب بنر. عمو جغد دروغ میگفت اون فقط می خواست بنر بره پیش سنجابا. عمو جغد همون جور که بنر رو تعقیب میکرد تو دلش میگفت: برو بنر ..برو..من دیگه خیلی پیر شدم.بنر فرار کرد و از فرط دلشکستگی شروع کرد به گریه. عمو جغد چرا.. چرا عمو جغد.

عمو جغد رفت بالای یه درخت. حالا مطمئن بود که همه چیز برای همیشه تموم شده. اما نه..لحظه ای بعد متوجه یه چیز شد…آدما..آدما اومدن و جون سنجابا در خطره. عمو جغد پرواز کرد و فریاد میزد…فرار کنین…فرار کنین…سنجابا فرار کردن… اما یه لحظه..صدای یه گلوله فضای جنگل رو شکست…عمو جغد نقش بر زمین شد. سنجابا جمع شدن. فضای غریبی بود. عمو جغد به بنر گفت که نمیخواسته بخورتش، از اینکه چقدر بنر رو دوست داشته. صدای عمو جغد رفته رفته آروم و آروم تر شد.لحطه ای بعد دیگه همه چیز تموم شد. عمو جغد شاخدار مرد… دیگه چیزی نفهمیدم. فقط صدای بنر تو گوشم بود… عمو جغد شاخدار… عمو جغد شاخدار

 

 

متاسفانه بخش دیدگاه‌های این مطلب بسته است.

کردستان دات کام



اگر تو روی نيمکتی
این سوی دنيا
تنها نشسته ای
و همه آن چه نداری کسی ست

آن سوی دنيا
روی نيمکتی ديگر
کسی نشسته است
که همه آن چه ندارد
تويی

نيمکت های دنيا را بد چيده اند...




یافتن مطالب :